Monthly Archives: September 2010

…قدري تامل


…انسانيت پرت شده بود با جسد بي جان بچه گربه روي خط زرد خيابان …قدري تامل …قدري تامل

Posted in Poem / شعر | Leave a comment

به دنبال نشاني ها


من دورم یا نزدیک ؟  کجای راه ایستاده ام؟!  شايد جايي در اكنون ، یا خیال گذشته و یا جایی در تجسم وهمی به اسم آینده؟!  فروغ می‌خوانم… هنوز صدا کن مرا جمله غریبی نيست،  هنوز صدا کن مرا چه بانگ آشنایی … Continue reading

Posted in Uncategorized | Leave a comment

A little piece of sun


When the sun gets melted in the sky it was me in the window When the sun gets melted in the sky  it was me and the ocean of orange in the hills When the sun gets melted in the … Continue reading

Posted in Poem / شعر | Leave a comment

Strong Together


   باد تبر زین کرده بود  وحشی و نا‌ آرام     در لای لای شاخه‌هایمان می‌‌پیچید  خم شدیم تا شکستن  ایستادیم تا ماندن  .با هم  فردا که آمد انگار که هرگز بادی نبود  ما همچنان ایستاده بودیم  و  .ریشه‌ها مان … Continue reading

Posted in Poem / شعر | Leave a comment

یک گفتگو


ازش پرسیدم آرزوت چیه ؟ !گفت ترک کردم گفتم چی‌ رو ترک کردی ؟ !گفت اینکه آرزو داشته باشم گفتم مگه می‌شه ترک کرد ؟ مگه داری راجع به سیگار حرف میزنی‌ ؟ گفت از سیگارم بدتره گفتم چی‌ ترک … Continue reading

Posted in Uncategorized | Leave a comment

هر روزگی


  دبی‌  سه‌شنبه امروز آفتاب ، دیروز آفتاب ، هنوز آفتاب ، هر روز آفتاب ،ته این روزمرگی آیا خورشید مجال بازی‌ به تکه ابری خواهد داد  ،ته این روزمرگی باید جایی باشد برای لمس پوست تغییر ،تلنگری شاید برای … Continue reading

Posted in Poem / شعر | 1 Comment

میفهمی مرا آیا ؟


.مفهوم من محتاج دریافتن توست

Posted in Poem / شعر | Leave a comment

زندگی‌ از نگاه من


  .زندگی‌ نگاه پر رنگ مرد سیاه در بین انبوه جمعیت سفید    .زندگی‌ پیچش باد سرد در لا به لای شالهای رنگی‌ بسته شده به گردن زنان .زندگی‌ دستی‌ که زیر چانه ماند ، نگاهی‌ که به دور دست خیره … Continue reading

Posted in Poem / شعر | Leave a comment

مردی تنها که


   زندگی‌ مفهوم گنگ درک مسیر عبور مردی تنها که گذشت با یک کلاه ، یک بارانی، یک چتر  ، یک کوله پشتی‌ و یک    سگ‌  و جی پی‌ اس  نداشت

Posted in Poem / شعر | Leave a comment

تو که میری


  تو که میری تازه میفهمم دلتنگی‌ یعنی‌ چی‌ ؟ .تو که میری گاه شمار روی دیوار می‌شه  آه شمار .تو که میری من و ناگفته هام با این دفتر یادداشت صمیمی‌ میشیم …تو که میری دو قطره اشک بیشتر از … Continue reading

Posted in Poem / شعر | Leave a comment