Monthly Archives: September 2010

شتاب در نماندن


می‌دانم دیر شروع کرده‌ام ، دیر آمده‌ام ، ولی‌ شتاب در نماندن و رفتن دارم   دیر شروع کرده‌ام ، دیر قدم از قدم برداشتم، ولی‌ حس پوچ نرسیدن تمام انگیزه نماندنم و ندویدن کابوس شبانه‌ام   و دویدن فعل بی‌ چون و … Continue reading

Posted in Poem / شعر | Leave a comment

گنجشکها هنوز بیقرارند


   روزهای آخر تابستان صبحی‌ سرد گرز – اتریش من در تماشای تب تند پریدن گنجشکان در انبوه بوته‌های ذرت که به یک اندازه روییده اند   من در تلاش درک مفهوم خواستن دل خوش کرده‌ام به گرمی صندلی‌ ماشین … Continue reading

Posted in Poem / شعر | Leave a comment

خاکسپاری رویا هرگز


نمی‌خوام وقتی‌ منو به خاک میسپارن رویاهامم باش چال کنن   

Posted in Poem / شعر | Leave a comment

پائیز در چند قدمی‌ است


باران باران باران در پهنهٔ تابستان تا که بدانی پائیز دوباره خواهد آمد

Posted in Poem / شعر | Leave a comment

من و باران


در بالکنی سرد و خیس با شلاق سیل آسای باران بر شیشه‌ها ; من و لیوان چای و هجوم افکار و آرامشی که در جستجوی آنم

Posted in Poem / شعر | Leave a comment