کلماتی‌ از جنس باروت


 

من انبوه کلماتی‌ از جنس باروتم

که در اصطحکاک با سطح کهربایی احساسم

می‌ شوم صداهای روشن فریاد؛

برای شکستن دیوارهای سرد و تاریکِ ترس و سکوتهایِ بلندیِ که شبیه سکون‌های آخر حروف دیرگاهی است 

خاموش خاموش خاموش مانده اند

 

About gosheh

I have alot to say about me that is why I am here ! but more than that , it is not just about me it is about how I think. Cheers
This entry was posted in Poem / شعر. Bookmark the permalink.

1 Response to کلماتی‌ از جنس باروت

  1. farid says:

    باید در مورد این شعر با هم حرف بزنیم
    به نظرم
    می شه از لحاظ دستور زبانی یه اصلاحاتی روش انجام داد
    مگه اینکه تو توضیحی داشته باشی و من اشتباه کنم
    اما
    شعر خوبیه
    حس خوبیه
    و اون جمله بلند بلند چهارم خیلی هوشمندانه است
    یه جور شکل فریاده در قالب کامت صامت
    اصلا از بس از استادنداردهای جریان های امروزی شعر ایران دوری
    بکر به نظر می رسی واین خوبه خیلی
    ضمنا سعی کن از “عباس صفاری” حتما شعر بخونی
    حتما

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out /  Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out /  Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out /  Change )

Connecting to %s