Monthly Archives: November 2010

friendship/I am missing my friends


Do you have someone to tell your secrets to ? Someone who you can really trust? How does it feel to have a person like that? Do you feel better when you talk to him/her ? What do you call … Continue reading

Posted in Uncategorized | 4 Comments

نگاه


تو چیزی نمی‌گفتی اما نگاهت  در من نشا میکرد و من خیس و مرطوب از تو تنم  بوی شالیزار میداد و تو هیچ نمي دانستي  که با کوچکترین اشاره  تو به شکستن قفل این سکوت گوشهایم همچون دختران باکره هزار باره بالغ میشد. … Continue reading

Posted in Poem / شعر | Leave a comment

Meow!


Can you resist to not loving me? Meow!  

Posted in Uncategorized | Leave a comment

شروع یک داستان تازه دور به نظر میرسد


  مجابم نکن !!خواندن دوبارهِ همان قصه؟ .ممکن نیست …نه، نه .حتی شروع یک داستان تازه دور به نظر میرسد مجابم نکن کار از کار گذشته شروع فصل دیگر و سر سطر و صفحه بعد فقط بهانه بود ؛ .من حتی … Continue reading

Posted in Poem / شعر | Leave a comment

قرار ما این نبود


قرار ما این نبود قرار ما یک گفتگوی ساده خودمانی بود  با طعم چای و زعفران و بازی ساده چشمهامان و خنده‌ها‌ی ریز ریز …و صحبت از قرار فردا پس چرا همه چیز بوی دلتنگی‌ گرفت و پر شد از کنایه و معنی … Continue reading

Posted in Poem / شعر | 4 Comments