قرار ما این نبود


قرار ما این نبود

قرار ما یک گفتگوی ساده خودمانی بود

 با طعم چای و زعفران

و بازی ساده چشمهامان

و خنده‌ها‌ی ریز ریز

…و صحبت از قرار فردا

پس چرا همه چیز بوی دلتنگی‌ گرفت

و پر شد از کنایه

و معنی هر واژه شبیه به فرهنگ لغات بی‌ فهرست

چرا همه چیز بی‌ منظور منظور شد

و آخر همه جملاتمان بی‌ نقطه ماند

قرار ما این نبود

قرار ما یک گفتگوی ساده خودمانی بود

که دخلی به اشک و گوشه چشم نداشت

About gosheh

I have alot to say about me that is why I am here ! but more than that , it is not just about me it is about how I think. Cheers
This entry was posted in Poem / شعر. Bookmark the permalink.

4 Responses to قرار ما این نبود

  1. farid says:

    راستشو می خوای بدونی
    من خیلی این لحن سانتی مانتال رو دوست دارم
    خوبم نوشتیش
    نمی دونم سید علی صالحی رو میشناسی یا نه
    با همون لحن عامیانه و احساساتی
    به هر حال دل منو تکون می ده
    اما
    اما
    بهتره بشیتر بخونی و جدی تر بنویسی
    منظور اینکه اول از زیر سایه این نوع کلام که بهترین نوعش در “نامه ها” ی سید علی صالحی متبلوره رها بشی
    و دست کم با همین لحن لهجه خودت رو پیدا کنی
    بعد هم شعر جدی و حرف جدی گاه از توی این لحن بیرون نمیاد
    و میندازدت به درد دل
    بهر حال من این شعر رو دوست دارم
    دوستش دارم
    اما
    نمی تونم جدی بگیرمش
    برای سایه سید و سانتی مانتالیسمی که شخصی نشده هنوز

    • gosheh says:

      مرسی‌ از نظرت ! چه خوب و روشن همچی‌ رو گفتی‌ . خوشحالم که منو به چالش میکشی و وادارم میکنی‌ که بیشتر فکر کنم .
      همینطور خوشحالم که شعرو دوست داشتی .
      در ضمن از واژه سانتی مانتال هم خوشم اومد ؛

  2. reza mir says:

    perfect
    i loved it
    and so i love your friend (farid) comment

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out /  Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out /  Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out /  Change )

Connecting to %s