پنجره‌ای رو به دریا


من خواب دیدم روبه روی پنجره‌ای رو به دریا نشسته ام

و باد های شمال همه موافق بود

و موج‌های دریا همه موافق بود

و ماهیگیران تور‌ها‌شان  پر از ماهی‌ بود

و دختران با گوش ماهیهای ساحلی دستبند می‌ساختند

و کودکانِ پر صدا، با شوق با ماسه‌ها خانه می‌ساختند و برای خرچنگ‌های ساحل گودالهاي كوچك آب مي كندند

و مردان پر غرور از درختان سیب حرف می‌زدند و زمین‌ها شان

و من گوشواری شبیه به لنگر به گوش داشتم .

در خواب دیدم که پشت پنجره ماندم

تا وقتی‌ که خورشید با چشمانم و خطوط افقی همبازی شده بود .

About gosheh

I have alot to say about me that is why I am here ! but more than that , it is not just about me it is about how I think. Cheers
This entry was posted in Poem / شعر. Bookmark the permalink.

2 Responses to پنجره‌ای رو به دریا

  1. Arash says:

    !!خیلی زیباست
    جتی میتونم نسیم دریا روی صورتم رو حس کنم، فوق العاده بود

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out /  Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out /  Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out /  Change )

Connecting to %s